استاد و مارگريتا (اميركبير) رقعي شوميز

حراج!
Rated 5.00 out of 5 based on 1 customer rating
(0 نظرات کاربران)

350,000 ریال 315,000 ریال


Back Cover
رزرو کالا
درصد تخفیف 10/0% قیمت اصلی 315,000 ریال ذخیره ی شما 35000
شناسه کالا:13542 ناشر : اميركبير
شابک : 9789640018699
مولف : ميخائيل بولگاكف
مترجم : بهمن فرزانه
نوبت چاپ : 2
سال چاپ : 1397
قطع : رقعي
نوع جلد : شوميز
وزن (گرم) : 520
تيراژ : 1000
تعداد كل صفحات : 480
نوع كاغذ : نخودي(كرم)

Description

كتاب استاد و مارگريتا يا مرشد و مارگريتا ، رمانی روسي نوشته ي  ميخائيل بولگاكف ، و شناخته‌شده‌ترین کار او است. به باور بسیاری كتاب استاد و مارگريتا ، در شمار بزرگ‌ترین آثار ادبيات روسيه ، در سده بیستم است. بیش از صد کتاب و مقاله درباره ي كتاب استاد و مارگريتا  نگاشته شده‌است.داستان با هم‌صحبتی و قدم زدن دو روشنفکر لاییک و رسمی كه دو شخصیت مهم داستان هستند ، در یکی از پارک‌های مسکو آغاز می‌شود: يكي ميخاييل الكساندر ، یا همان برليوز ، نویسنده‌ای مشهور و سردبیر یکی از مجله‌های وزین ادبی پایتخت و رئیس کمیته مدیریت یکی از محافل ادبی مسکو ؛ و دیگری جوان شاعری به نام ايوان نيكولاييچ پونيريف ، که با نام مستعار بزدومني شناخته می‌شود. برلیوز به نوعی نماینده روشنفکران رسمی و صاحب باند و باندبازی‌های ادبی است که محافل مافیایی ادبی راه می‌اندازند و اندیشه‌ای سطحی و تک‌بعدی دارند و دگراندیشان را مجال رشد و نمو و شکوفایی نمی‌دهند و تنها به آنان که مرید و سرسپرده‌شان باشند اجازه فعالیت می‌دهند و دیگران را زیر پا له مي كنند ، شعر و آثار سفارشی می‌پذیرند و شبکه‌ای تار عنکبوتی در تمام نشریات مهم و سرشناس تنیده‌اند. سایه این روشنفکران و نویسندگان رسمی بر تمام عرصه ادبی و محافل نویسندگی سنگینی می‌کند و نگاه تحمیلی‌شان در همه جا گسترده‌است. یکی از قربانیان این باندهای مافيايي ، قهرمان این رمان یعنی استاد است که در فصل‌های بعدی رمان ظاهر می‌شود و می‌بینیم که این حضرات ریش و سبیل‌دار چه بلایی به سر او با آن همه خلاقیت و عشق و شور آورده‌اند.برلیوز و بزدومنی به شکلی اتفاقی در پاتریارک پاندز یکی از پارک‌های مسکو  ، با ولند روبرو می‌شوند. بزدومنی که به تازگی شعری ضد مذهبی از سوی برلیوز سفارش گرفته‌است آن را به او می‌سپارد تا در نشریه‌اش چاپ کند و با هم در مورد ماجرای مصلوب شدن مسیح حرف می‌زنند و برلیوز وجود خارجی عيسي ناصري را از اساس انکار می‌کند و آن را ساخته ذهن تاریخ‌ نویسان و کاهنان قوم می‌داند. درست در همین زمان سر و کله ولند در چهره یک پروفسور خارجی پیدا می‌شود و در مورد ماجرای مسیح آن‌ها را به چالش می‌گیرد. او داستان را که در واقع فصلی از کتاب  چاپ نشده ي استاد  است و در فصل‌های بعد با او آشنا می‌شویم به گونه‌ای بسیار قوی و اثرگذار روایت می‌کند. قدرت بیان او با مرگ ناگهانی و تکان‌دهنده ي برلیوز که اندکی بعد اتفاق می‌افتد و از سوی ولند از قبل پیش‌بینی شده بود، چنان اثر شگفتی بر شاعر جوان می‌گذارد که روان او را از هم می‌گسلد و وی را راهی بیمارستان روانی می‌کند و او که در اثر این حادثه ضربه هولناکی خورده و تمام باورهایش به هم ریخته و به‌تدریج در اثر آن تحولی ژرف در اندیشه‌اش پدید می‌آید به تمامی شفا نمی‌یابد تا این‌که بااستاد در همان بیمارستان ملاقات می‌کند و این ملاقات راه هدایت و رستگاري بر او مي گشايد.رمان استاد و مارگريتا ، از سه داستان موازی تشکیل شده‌است که در نهایت یکپارچه می‌شوند: سفر شيطان به مسكو ، داستان پونتيوس پيلاطس و به صلیب کشیده شدن مسيح و عشق مرشد و مارگریتا.كتاب استاد و مارگريتا ، با ترجمه ي بهمن فرزانه ، توسط انتشارات امير كبير چاپ و توزيع شده است.

 

نظردهی

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر